مارگارت تاچر یکی از چهرههای ماندگار تاریخ معاصر جهان و نمادی از سیاستمداران قاطع قرن بیستم است. او نخستوزیر بریتانیا از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ بود و بهعنوان اولین زن در این جایگاه، توانست چهرهٔ اقتصاد، سیاست و فرهنگ سیاسی کشورش را بهکلی دگرگون کند. بسیاری از منتقدان و طرفداران او را با لقب «بانوی آهنین» میشناسند؛ لقبی که بهدلیل استواری، صلابت و ارادهٔ راسخش در تصمیمگیریهای سیاسی به او داده شد.

مارگارت هیلدا تاچر در ۱۳ اکتبر ۱۹۲۵ در شهر کوچک گرنتهام در لینکلنشر انگلستان متولد شد. پدرش آلبرت رابرتز، مغازهدار و عضو شورای شهر بود که باورهای مذهبی و اصول سختگیرانهای داشت. مادرش بئاتریس نیز زنی سختکوش و پایبند به نظم خانوادگی بود. تربیت خانوادگی تاچر بر پایهٔ کار، انضباط و خوداتکایی بنا شده بود و همین ویژگیها بعدها در شخصیت سیاسی او تجلی یافت.
مارگارت از همان دوران نوجوانی علاقهٔ زیادی به مطالعهٔ ریاضیات، منطق و سیاست نشان میداد. او در دانشگاه آکسفورد در رشتهٔ شیمی تحصیل کرد و پس از فارغالتحصیلی مدتی به عنوان پژوهشگر شیمی کار کرد. بعدها تصمیم گرفت وارد عرصهٔ حقوق و سپس سیاست شود؛ مسیری که سرنوشت او و کشورش را تغییر داد.
ورود مارگارت تاچر به دنیای سیاست
تاچر از دههٔ ۱۹۵۰ بهطور جدی وارد سیاست شد. او در انتخابات ۱۹۵۰ برای نخستین بار از حوزهٔ دارفورد نامزد پارلمان شد، هرچند در آن زمان موفق به کسب کرسی نشد. اما شکست اولیه او را ناامید نکرد. سرانجام در سال ۱۹۵۹ توانست بهعنوان نمایندهٔ حزب محافظهکار از حوزهٔ فینچلی وارد مجلس عوام شود. از همان آغاز، با نطقهای دقیق و منظمش توجه همکاران را جلب کرد و بهسرعت پلههای ترقی را طی نمود.
در دههٔ ۱۹۶۰، مارگارت تاچر در دولت محافظهکار سمتهای فرعی گرفت و توانست در سال ۱۹۷۰ بهعنوان وزیر آموزش و پرورش وارد کابینهٔ ادوارد هیث شود. تصمیم جنجالی او برای حذف شیر رایگان مدارس باعث خشم بسیاری از والدین و رسانهها شد، اما خودش بعدها گفت که این تصمیم برای صرفهجویی در بودجهٔ عمومی ضروری بوده است.
صعود به رهبری حزب محافظهکار
در سال ۱۹۷۵، پس از شکست حزب محافظهکار در انتخابات، تاچر با جسارت تمام خود را برای رهبری حزب نامزد کرد. بسیاری گمان نمیکردند زنی بتواند در ساختار مردسالار سیاست بریتانیا به چنین جایگاهی برسد. اما او با سخنرانیهای پرقدرت و رویکردی قاطع، توانست رهبران قدیمی حزب را کنار بزند و بهعنوان رهبر حزب محافظهکار انتخاب شود. این نقطهٔ آغاز دورهای جدید در سیاست بریتانیا بود.
نخستوزیری و آغاز دورهٔ تاچریسم
در سال ۱۹۷۹، حزب محافظهکار با شعار بازگرداندن ثبات اقتصادی و مقابله با تورم، در انتخابات پیروز شد و مارگارت تاچر بهعنوان نخستین زن در تاریخ بریتانیا به مقام نخستوزیری رسید. او از همان ابتدا سیاستهایی را در پیش گرفت که بعدها بهنام «تاچریسم» شناخته شد؛ ترکیبی از اقتصاد بازار آزاد، کاهش نقش دولت، خصوصیسازی صنایع، کاهش قدرت اتحادیههای کارگری و تأکید بر استقلال فردی.

تاچر اعتقاد داشت که دخالت زیاد دولت در اقتصاد، باعث کاهش بهرهوری و اتکای بیش از حد مردم به دولت میشود. او با جسارت صنایع دولتی مانند فولاد، برق و گاز را خصوصی کرد. همچنین قوانین سختگیرانهای برای محدود کردن اعتصابات کارگری وضع نمود. این اقدامات با وجود اعتراضهای گسترده، در نهایت اقتصاد بریتانیا را از رکود بیرون آورد و ثبات نسبی ایجاد کرد.
جنگ فالکلند؛ آزمون رهبری مارگارت تاچر
در سال ۱۹۸۲، اشغال جزایر فالکلند توسط ارتش آرژانتین آزمونی بزرگ برای دولت تاچر بود. او با تصمیمی قاطع نیروهای نظامی بریتانیا را برای بازپسگیری جزایر اعزام کرد. پیروزی سریع و قاطع در این نبرد، جایگاه سیاسی او را بهطرز چشمگیری تقویت کرد و در میان مردم محبوبیت یافت. بسیاری از مورخان این پیروزی را نقطهٔ بازگشت سیاسی تاچر میدانند.
سیاستهای اقتصادی داخلی
مارگارت تاچر در عرصهٔ اقتصاد سیاستهایی را اجرا کرد که پایههای فکری آن بر نظریههای اقتصاددانانی چون میلتون فریدمن و هایک استوار بود. او اعتقاد داشت که کنترل تورم از طریق کاهش نقدینگی و آزادسازی قیمتها مهمتر از کاهش بیکاری است. همین سیاستها در کوتاهمدت موجب افزایش بیکاری و نارضایتی اجتماعی شد، اما در بلندمدت منجر به ثبات اقتصادی و رشد بخش خصوصی گردید.
| شاخص اقتصادی | پیش از تاچر (۱۹۷۸) | پایان دوره تاچر (۱۹۹۰) |
| نرخ تورم | بیش از ۱۵٪ | حدود ۵٪ |
| نرخ بیکاری | ۵٪ | ۱۰٪ (سپس کاهش یافت) |
| درصد مالکیت خصوصی مسکن | ۵۵٪ | ۷۵٪ |
سیاست خارجی و روابط بینالملل
در عرصهٔ جهانی، تاچر از روابط نزدیک با ایالات متحده و شخص رونالد ریگان برخوردار بود. هر دو به اصول مشابهی در اقتصاد بازار آزاد و مقابله با کمونیسم باور داشتند. همکاری نزدیک این دو رهبر، در دههٔ ۱۹۸۰ نقش مهمی در فشار بر اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد ایفا کرد. تاچر در عین همکاری با آمریکا، سیاست مستقلی نسبت به اروپا داشت. مارگارت تاچر مخالف تمرکز بیش از حد قدرت در بروکسل و محدود شدن حاکمیت ملی بریتانیا بود. همین موضع بعدها به یکی از ریشههای مخالفتهای درونی حزب محافظهکار با اتحادیهٔ اروپا و نهایتاً برگزیت تبدیل شد.

نقش او در جامعه و فرهنگ بریتانیا
مارگارت تاچر نه تنها سیاست و اقتصاد، بلکه ذهنیت اجتماعی مردم بریتانیا را نیز تغییر داد. او اعتقاد داشت که افراد باید به خودشان متکی باشند و دولت تنها باید نقش نظارتی داشته باشد. سیاستهای او باعث شد فرهنگ کارآفرینی، رقابت و مسئولیت فردی در جامعه تقویت شود. با این حال، مخالفانش معتقد بودند که او با کاهش بودجههای رفاهی، شکاف طبقاتی را افزایش داد.
منتقدان و مخالفان
دورهٔ تاچر با اعتراضات گسترده همراه بود. اتحادیههای کارگری، دانشجویان و برخی روشنفکران او را به بیرحمی اقتصادی و بیتوجهی به اقشار ضعیف متهم میکردند. سیاست مالیاتی موسوم به poll tax که مالیات یکسان برای همهٔ شهروندان بود، خشم عمومی را برانگیخت و در نهایت یکی از دلایل سقوط سیاسی او شد. اما با وجود همهٔ این مخالفتها، او هرگز از تصمیمات خود عقبنشینی نکرد و بر اصولش پای فشرد.
پایان دوران نخستوزیری
در سال ۱۹۹۰، اختلافات درونحزبی و نارضایتی عمومی باعث شد مارگارت تاچر از مقام نخستوزیری استعفا دهد. جان میجر جانشین او شد و تاچر پس از یازده سال حضور در قدرت، سیاست رسمی را ترک کرد. اما تأثیر عمیق او بر اقتصاد و سیاست بریتانیا همچنان باقی ماند. پس از بازنشستگی، تاچر به نوشتن خاطرات و سخنرانیهای سیاسی ادامه داد.
میراث فکری و سیاسی مارگارت تاچر
اصطلاح «تاچریسم» امروزه نه تنها به سیاستهای اقتصادی او بلکه به نوعی از رهبری اشاره دارد که بر اراده، شفافیت و جسارت در تصمیمگیری تأکید میکند. بسیاری از رهبران بعدی بریتانیا، حتی از احزاب مخالف، به نوعی از میراث فکری او الهام گرفتند. سیاستهای او در آزادسازی بازار، خصوصیسازی، و محدود کردن نفوذ اتحادیهها الگویی برای سایر کشورها نیز شد.
نگاه جهانی به بانوی آهنین
در سطح بینالمللی، تاچر بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم شناخته میشود. او با قاطعیت، قدرت بریتانیا را در سطح جهانی بازتعریف کرد. لقب «بانوی آهنین» را در ابتدا رسانههای شوروی بهصورت انتقادی به او دادند، اما تاچر با افتخار آن را پذیرفت و تبدیل به نمادی از قدرت زنانه در سیاست شد.
زندگی شخصی و آخرین سالها
مارگارت تاچر در سال ۱۹۵۱ با دنیس تاچر ازدواج کرد و دارای دو فرزند دوقلو به نامهای کارول و مارک شد. او در زندگی شخصی فردی منظم، مذهبی و وفادار به ارزشهای خانوادگی بود. پس از بازنشستگی از سیاست، با بیماری آلزایمر دستوپنجه نرم کرد و سرانجام در هشتم آوریل ۲۰۱۳ در سن ۸۷ سالگی در لندن درگذشت. مرگ او واکنشهای متضادی در میان مردم برانگیخت؛ برخی او را قهرمان ملی و برخی دیگر عامل شکاف طبقاتی میدانستند.
چکیدهای از ویژگیهای شخصیتی مارگارت تاچر

- ارادهای قوی و تصمیمگیری قاطع در شرایط بحرانی
- ایمان به بازار آزاد و مسئولیتپذیری فردی
- اعتمادبهنفس بالا در مواجهه با مخالفان
- پایبندی به اصول و عدم عقبنشینی از باورهای سیاسی
- نفوذ گسترده در سیاست جهانی و نقش فعال در پایان جنگ سرد
مارگارت تاچر چهرهای دوگانه در تاریخ بریتانیا باقی مانده است. برای برخی نماد موفقیت، انضباط و نجات اقتصاد ملی است، و برای برخی دیگر یادآور سختگیری و نابرابری اجتماعی. با اینحال، نمیتوان انکار کرد که او مسیر تاریخ سیاسی و اقتصادی کشورش را دگرگون کرد.
منابع:
https://shafaghnews.com/%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%da%86%d8%b1/


